نمایش فرمت ویدئو صدا

ایماگوتراپی

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره غیر فعال
 

ایماگوتراپی

 واژه ایماگو (IMAGO) معادل لاتین Image به معنای تصویر ­می­باشد. ایماگوتراپی یا زوج درمانی مبتنی بر ایماگو ، رویکرد جدیدی برای حل تعارض های زوجین و غنی کردن روابط همسران است. این رویکرد توسط هارویل هندریکس و همسرش هلن هانت پایه گذاری شد. هندریکس اول ایماگوتراپی را در دو کتاب " عشقی را که می­خواهید بیافرینید" و " عشقی که احساس می­کنید را حفظ کنید" شرح داده است. 

عشق چگونه در نگاه اول،آغاز می شود؟ نظریات مختلفی درباره راز جذابیت و شروع عشق وجود دارد. از جمله می توان به نظریه زیست شناختی، نظریه اجتماعی، نظریه شخصیتی (Persona) و نظریه ایماگو اشاره کرد.

نظریه زیست شناسی و تکاملی: این نظریه بیان می دارد که از دیرباز مردان در پی زنان زیبا برای داشتن نسلی زیبا تر و زنان نیز به دنبال مردانی قوی بودند تا بتواند امنیت و شکار را تآمین کرده و همچنین در برابر بیماری و خطرات احتمالی مقاوم تر باشد.

نظریه اجتماعی: این نظریه معتقد است افراد برای ازدواج به دنبال افرادی شبیه به خود می گردد.

نظریه شخصیت: این نظریه برعکس نظریه اجتماعی که به همسان گزینی معتقد است، بیان می دارد که افراد هنگام عاشق شدن فردی را انتخاب می کنند که از نظر شخصیتی او را تکمیل کند و بتواند اعتماد به نفس او را بالا ببرد.

نظریه ایماگو: این نظریه تبیین نوینی برای عشق در نگاه اول ارائه می دهد. این نظریه بر اساس ساختار فیزیولوژیک مغز که دارای سه لایه، ساقه مغز(مغز خزنده)، لیمبیک (مغز هیجانی) و کورتکس (مغز جدید) می­باشد، چرایی این اتفاق را بیان می کند. یکی از اصلی ترین وظایف ساقه مغز حفظ ایمنی است. و از آنجایی که روزهای امن کودکی ما در آغوش والدین در ناخودآگاه و این بخش از  مغزمان ذخیره شده، ساقه مغز به همراه مغز هیجانی ما می­کوشد برای بازگرداندن ما به بهشت گمشده و همچنین برای رفع آسیب های احساسی و روانشناختی که با مغز هیجانی خود در دوران کودکی تجربه کرده ایم، قردی را انتخاب کند که شبیه والدینمان بوده و خصوصیات مثبت و منفی او را دارا باشد. داستان از همین نقطه و با انتخاب ناهشیار مغز قدیم ( ساقه مغز و لیمبیک) آغاز می شود. آیا با ازدواج می توانیم انتظار ورود به یک بهشت را داشته باشیم؟؟

از نگاه ایماگو شخصیت ما نیز از سه لایه تشکیل شده. لایه اول خود گم شده است، نیازهای برآورده نشده دوران کودکی ما تحت عنوان زخم ها در ناخودآگاه ما در این لایه ذخیره می شود و با ازدواج انتظار داریم که همسرمان به عنوان والد این زخم ها را التیام ببخشد. لایه دوم خود ساختگی است، این لایه در برگیرنده محتویات غیر اصیل و نقاب هایی است که ما را از خود واقعی دور می کند. لایه سوم خود انکار شده است، این لایه حاصل دردها است. در این لایه به دنبال انکار قسمت های ناپسند در خود ساختگی هستیم. به طور مثال فرد پرخاش گر در خود انکار شده، پرخاشگری خود را نمی پذیرد و ادعا می کند که "من تنها از حق خودم دفاع می کنم". خود گم شده در انتخاب عشق از منظر ایماگو نقش اساسی دارد.

مراحل عشق از نگاه ایماگو

از نگاه ایماگو عشق دارای چهار مرحله است. که به ترتیب عبارتند از: جذابیت، عشق رمانتیک، کشمکش قدرت و عشق کامل.

عشق رمانتیک: بعد از مرحله جذابیت عشق رمانتیک اتفاق می افتد که میتواند بیت 2 ثانیه تا 2 سال به طول بیانجامد. در این مرحله به دلیل افزایش ترشح هورمون هایی مانند دوپامین، نوروآدرنالین و ترشح سرتونین، فرد احساس آرامش و انعطاف دارد و حسی عارفانه را تجربه می کند و به اصطلاح تبدیل به عاشق کوری می شود که هیچ مخالفتی در او اثر ندارد. در عشق رویایی ما عاشق فرد نمی شویم بلکه عاشق تصویری می شویم که از او در ذهن داریم.

کشمکش قدرت: بعد از پایان عشق رمانتیک و فروکش کردن هورمون های نام برده. طرفین متوجه جنبه های واقعی تر از وجود خود و طرف مقابل می شوند. در این مرحله همان ویژگی هایی که باعث جذب طرفین شده بود موجب دافعه می شود. برای مثال اگر دختری وابسته،  جذب مرد کنترل گر شده و او را انتخاب کرده بود تا در نهایت رضایت و  برای همیشه به او تکیه کند و به خاطر فرمانبرداری و اطاعت از جانب مرد  نیز جذاب به نظر می رسید. در این مرحله از جانب مرد به بی عرضگی شناخته می شود و مرد از جانب زن به زورگویی متهم می شود. در واقع زخم های روانی هر دو طرف سر باز می کند و طرفین در می یابند که انتظاراتشان از بازگشت به امنیت محض در دوران کودکیشان برآورده نخواهد شد. کشمکش قدرت می تواند  10 یا 15 سال و یا حتی تا انتهای عمر به طول بیانجامد. این مرحله می تواند با آموزش به زوجین بازسازی شده و  به رابطه ای همراه با صمیمیت بدل شود .اگر زوجین بتوانند آگاهانه این مرحله را پشت سر بگذارند می توانند به عشق کامل برسند.

رویکرد ایماگو دارای اصولی است که با به کارگیری آن می توان به بازسازی مجدد رابطه و ارتقا کیفیت آن کمک کرد. از نگاه ایماگو 90 درصد مشکلات زوجین ریشه در تعارض های حل نشده دوران کودکی دارد. این رویکرد به ناسازگاری و تنش بین زوجین به عنوان فرصتی برای رشد و داشتن رابطه ایده آل می نگرد و ناسازگاری را معادل تفاوت می داند و معتقد است با هر بار رفع نیاز و انجام هر خواسته برای همسر مهارت های جدیدی در زوجین شکل می گیرد. تآکید این رویکرد بر نحوه بیان گفتگو است نه محتوای آن و به عنوان یک اصل اساسی به دنبال ایجاد فضایی امن در گفتگو است. بر پرهیز از منفی گرایی در باره همسر، تیز بینی و خلاقیت زوجین بر استفاده از شوخی و حس شوخ طبعی تآکید دارد. اصلی ترین تکنیک در این رویکرد" دیالوگ امن" است. در این تکنیک به زوجین آموخته می شود که چه طور با یکدیگر سخن بگویند.

ایماگوتراپی یکی از روش های بدیع جهت درمان و اصلاح رابطه و ارتقا روابط صمیمانه بین زوجین است. از این رویکرد به عنوان تکنولوژی صحبت کردن و یا دیالوگ نیز نامبرده  می شود. در این رویکرد درمانگر، نقش تسهیل گر را دارد و به دنبال آن است که پیوند زخم خورده زوجین را به کمک خود آن ها التیام دهد و اصلی ترین مسئله از نگاه این رویکرد یعنی هنر حدف زدن به آرامی و در فضای امن را به آن ها بیاموزد. در واقع مراجع در این رویکرد، موجودی تحت عنوان رابطه بین زوجین است نه خود زوجین. بر همین اساس این رویکرد می تواند نه تنها برای زوجین بلکه برای هر نوع رابطه مخدوش شده دیگر مانند رابطه دو دوست و یا دیگر اعضا خانواده به شکل مؤثر به کار گرفته شود.


منوی آکاردئون

خبرنامه

برچسب‌ها

آرامش با ساحل آرامش