• 09901867040
  • 09901867030
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آموزش مهارت های زندگی به کودکان

آموزش مهارت های زندگی به کودکان

اغلب ما نگران آینده فرزندانمان هستیم و از شکست های احتمالی، آن ها در زندگی می ترسیم، یکی از راه هایی که می تواند تا حد زیادی از نگرانی والدین بکاهد، آموزش مهارت های زندگی به شکل پایه ای و از سنین کودکی به فرزندان است. آموختن این مهارت ها رابطه مستقیم با موفقیت فرزندانمان دارد. شاید بسیاری از افراد بارها و بارها، عباراتی  درباره، مهارت های زندگی، شنیده باشند، اما به درستی با تعریف و انواع این مهارت ها آشنایی نداشته باشند، بنابراین لازم است پیش از هرچیز، نگاهی دقیق به مهارت های زندگی و انواع آن داشته باشیم: به طور کلی مهارت های زندگی یک علم است که افراد در طول زندگی این مهارت ها را به دو صورت کسب تجربه و صرف عمر و دیگری از طریق مطالعه و کسب دانش و آموزش، یاد می گیرند . از نظر سازمان

بهداشت جهانی، مهارت های زندگی ده گانه است و به صورت گسترده و برای تمامی سنین در سراسر دنیا، آموزش داده می شود. این مهارت ها شامل: مهارت خودآگاهی، مهارت ارتباط مؤثر، مهارت روابط بین فردی، مهارت تصمیم گیری، مهارت توانایی حل مسآله، مهارت تفکر خلاق، مهارت تفکر نقاد(تفکر انتقادی)، مهارت مقابله با استرس، مهارت کنترل هیجانات و مهارت همدلی،است. در واقع هدف از آموزش مهارت های زندگی رسیدن به اهدافی مانند، تقویت اعتماد به نفس، تقویت روحیه مشارکت و همکاری، رشد و تقویت عواطف انسانی، کمک به شناسایی و بیان احساسات، تامین تندرستی جسمی و سلامتی روانی، تقویت مهارت های ارتباطی، ساختن یک شهروند متعادل و مورد پذیرش اجتماع ، تقویت روحیه همزیستی مسالمت آمیز، بالا بردن سازگاری فرد با خودش، دیگران و محیط زندگی اش است. تحقیقات جدید نشان داده که کمبود این مهارت ها باعث، ناتوانی کودکان و نوجوانان در ابراز وجود و نداشتن قاطعیت می شود و در نهایت باعث گرفتار شدن آن ها به دوستان ناباب، بزهکاری اجباری، اعتیاد و افسردگی و همچنین ایجاد آسیب های جدی در بزرگسالی از جمله، شکست های شغلی، ضعف در روابط زناشویی و شکست عشقی خواهد شد . به دلیل اهمیت زیاد مهارت های زندگی  در موفقیت و شکست افراد،  پیشنهاد می شود که والدین از همان دوران کودکی، سعی در آشنا کردن فرزندانشان با مهارت های زندگی داشته باشند. در این سری مقالات بنا داریم ضمن آشنا کردن والدین با این مهارت های ده گانه، راهکارهای ساده ای را جهت، آموزش این مهارت ها به کودکان، ارائه دهیم.

 

آموزش مهارت خودآگاهی به فرزندان:

خودآگاهی، به معنای، توانایی شناخت و آگاهی از احساسات و هیجانات، خصوصیات، توانایی ها و علایق،  نقاط قوت و ضعف و خواسته های خودمان است. افراد خودآگاه به خوبی می دانند که در حال تجربه چه احساسی در وجودشان هستند و متناسب با همان احساس واکنش نشان می دهند، این افراد متوجه وجود، خشم، غم ،اضطراب  و ...در وجودشان هستند. برای مثال اگر احساس کنند که امروز تحت تآثیر استرس زیادی قرار دارند ممکن است به شکل بالغانه تصمیم بگیرند که رانندگی نکنند و به همین ترتیب از یک تصادف احتمالی جلوگیری کنند. برعکس، فردی را در نظر بگیرید که رفتارهای پرخاشگرانه دارد اما نمی داند که خشمگین است، در همین لحظه اگر احساس کند کسی، از او سبقت گرفته و یا نوبت را در صف رعایت نکرده، ممکن است به جای برخورد قاطعانه با او، رفتارهای تهاجمی نشان دهد و دعوا و جنجال را بندازد و خودش و دیگران را در معرض آسیب قرار دهد. افراد خودآگاه از توانایی های خود آگاه هستند و متناسب با علایق و نقاط قوت خودشان  دست به انتخاب می زنند و مسئولیت می پذیرند، این افراد از توانایی های خودشان تصویر واقع بینانه دارند اگر از محیط بیمارستان خوششان نمی آید و با دیدن خون، احساس نا خوشایندی به آن ها دست می دهد و یا در زمینه طراحی پارچه استعداد دارند، خودشان را مجبور نمی کنند که یک پزشک و یا یک مهندس عمران شوند. برعکس افرادی که مهارت خودآگاهی را به خوبی در وجودشان پرورش نداده اند، قادر نیستند رشته و شغل مناسب توانایی ها و ویژگی های شخصی خودشان را انتخاب کنند وبه دلیل تصمیم های نادرست و نداشتن هدف های مناسب، احتمالاً با شکست های پی در پی مواجهه خواهند شد، بنابراین بسیار ضروری به نظر می رسد که والدین، مهارت خودآگاهی را به عنوان یکی از مهارت های ده گانه زندگی، از همان سنین کودکی به وسیله آموزش و به شکل پایه ای در فرزندانشان تقویت کنند و سهم مؤثری در موفقیت های آتی فرزندانشان داشته باشند.

راهکارهایی برای آموزش خودآگاهی به کودکان: اگر می خواهید، کودک شما، بتواند به خوبی، احساساتش را بشناسد و آن ها را بیان کند، لازم است که اجازه بروز تمامی احساسات را به فرزندانتان بدهید، مراقب باشید، هرگز از کلیشه هایی مانند این که " مرد که گریه نمی کند" و یا " دختر که با صدای بلند حرف نمی زند". فرصت بروز احساسات و هیجانات را از فرزندتان نگیرید چرا که پسرتان یاد می گیرد، نباید گریه کند و در عوض احساس غم و اندوه و ناراحتی خودش را احتمالا با پرخاش کردن و داد زدن نشان می دهد و در بزرگسالی هم ممکن است در مواقع ناراحتی، مدام داد بزند وفریاد بکشد. هنگامی که دخترتان احساس خشم می کند و شما جلوی هیجانش را می گیرید او یاد می گیرد که به جای بروز طبیعی خشمش، غمگین شود و در بزرگسالی هم احتمالاً در ابراز خشم دچار مشکل خواهد شد و در بسیاری از موقعیت ها نمی تواند تشخیص بدهد که خشمگین است یا اندوهگین. همه احساسات مانند، خشم و غم و نگرانی و شرمندگی و ترس و.... کاملاً طبیعی هستند و تمامی بچه ها اجازه دارند که به شکل طبیعی احساساتشان را در مواقع لازم نشان دهند، به علاوه برای تقویت این مهارت لازم است که به فرزندمان کمک کنیم که احساساتی را که تجربه می کند، تشخیص دهد و موقعیت هایی را که ممکن است باعث به وجود آمدن این احساسات شود شناسایی کند، برای این منظور می توانید از روش پوستر احساسات(تصویر انواع مختلف احساسات)، استفاده کنید. در این روش می توانید، با ترتیب دادن یک بازی با فرزندتان، انواع احساسات را به او بیاموزید. برای این منظور می توانید کارت هایی با تصویر شکلک های، شاد ، غمگین خشمگین ، متعجب و... نقاشی کنید . آن ها را به پشت روی زمین بگذارید و بعد یکی از کارت ها را برگردانید و بدون اینکه کارت را به فرزندتان نشان دهید از طریق ایفای نقش و بدون کلام و تنها با ایما و اشاره و حرکات سعی کنید،  احساس نقاشی شده بر روی کارت را به کودکتان بفهمانید و او باید حدس بزند ( در قالب این بازی سعی کنید با گفتن اینکه این شکلک گریه می کند چون احساس غم و ناراحتی دارد و یا این شکلک عصبانی است چون احساس خشم دارد و ... احساس نقاشی شده، روی کارت ها را به کودکتان بشناسانید) . بعداز اینکه کودکتان این بازی را به قدر کافی جذاب دید و مطمئن شدید که می تواند در بازی شریک شود ، این بار اجازه دهید که کودکتان کارتی را بردارد و سعی کند با ایما و اشاره  نام احساس، شکلک روی کارت را به شما بفهماند . در قدم بعدی می توانید بعد از برگرداندن شکلک از فرزندتان بخواهید که نام احساس نقاشی را با صدای بلند بگوید و درباره آخرین باری که دچار این احساس شده  حرف بزند ، مثلا بگوید" من هم چندروز پیش غمگین شدم  چون چرخ های ماشین اسباب بازی من شکست ، و یا " این شکلک می خندد چون احساس شادی می کند ، من هم چند روز پیش احساس خوشحالی داشتم ، چون با پدرم بازی کردم و مادرم  برایم کیک پخت ". سعی کنید این بازی طراحی پوستر را تا حد امکان جذاب انجام دهید . نکته مهم دیگر ، این است که حتما سن کودکتان را در نظر بگیرید . مثلا از یک کودک یکساله  نمی توانید انتظار داشته باشید که به سرعت، احساسات را بشناسد و یا پا به پای فرزند 4 ساله شما در بازی شرکت کند . یکی دیگر از کارهایی که می تواند توجه کودکتان را بر احساسات و هیجاناتش متمرکز کند و کمک کند که به راحتی احساسات خود را بشناسد و آنها را از هم جدا کند این است که با او گفت و گو کنید ، برای مثال از او بخواهید که هر بار دچار احساس ترس شد با شما صحبت کند و به طور کامل برایتان توضیح دهد که، چه چیزهایی باعث ترسش شده و چه واکنشی نشان داده است . با انجام این روش علاوه بر اینکه از سنین کودکی فرزندتان را با احساسات و هیجانات طبیعی  وجودش آشنا می کنید به او کمک می کنید تا در موقعیت های متفاوت واکنش های مناسب تری داشته باشد و هم چنین باعث می شود که رابطه شما با فرزند یا فرزندانتان صمیمی تر شود. یکی دیگر از روش ها، استفاده از قصه است، والدین می توانند با گفتن قصه هایی درباره تفاوت و توانایی های افراد ، ذهن کودکشان را متوجه شناخت توانایی و استعدادهای خودشان کنند ( برای مثال داستانی درباره جنگل حیوانات، که در آن هر حیوانات، از توانایی ذاتی خودش برای حل مسآله و کمک به دیگران استفاده می کند و...)، ذهن کودکانشان را متوجه، شناخت توانایی و استعدادهای خودشان بکنند.  نکته بسیار مهمی که والدین باید در نظر بگیرند این است که نسبت به علاقه و توانایی های فرزندشان واکنش و رفتار منفی نداشته باشند ، برای مثال اگر کودکتان علاقه مند است که درباره ی زنبورها بداند و چند روزی،  در رویای زنبوردار شدن و یا آتش نشان شدن و ... به سر می برند ، او را منع نکنید و سعی نداشته باشید که علاقه او را به سمت پزشک یا مهندس شدن جهت بدهید. بهتر است مطابق با میل و علاقه کودکتان چند کتاب داستان کوچک و رنگی  از زنبور و زنبور داری بخرید و علاقه و اشتیاق فرزندتان را بی جواب نگذارید . اجازه بدهید، تا کودکتان،  کشف کند یک زنبوردار چطور عسل را جمع آوری می کند . لازم نیست بیش از حد، نگران باشید ، فرزند شما تنها یک کودک است که همه انتخاب و علاقه هایش، جنبه رویاپردازانه دارد ، او تشنه دانستن ، تجربه و بازی کردن ، است ، پس سعی کنید به خوبی از این ویژگی فرزندتان استفاده کنید و او را به سمت شناخت توانایی هایش هدایت کنید ، در این صورت قادر خواهید بود که به خوبی مهارت  خودآگاهی را درفرزندانتان تقویت کنید.


کپی رایت متعلق به سایت ساحل آرامش می باشد