• 09901867040
  • 09901867030
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 درمان وجودی  (اگزیستانسیال) و مفاهیم آن

 درمان وجودی  (اگزیستانسیال) و مفاهیم آن

این درمان سبکی از تفکر درباره تجارب انسانی است و بیشتر با درون مایه های زندگی گره خورده تا فنون درمانی. این دیدگاه را نمی توان مانند سایر مکاتب درمانی نظیر رفتارگرایی و یا روان تحلیلی به صورت یک مکتب مستقل و ساختارمند در نظر گرفت اما می توان آن را با سایر رویکردهای درمانی ادغام کرد. درمان وجودی و یا روان درمانی اگزیستانسیال رویکردی پویا و پویه نگر است که بر دلواپسی های تمرکز می کند که ریشه در هستی انسان دارد. دلواپسی هایی همچون مرگ، آزادی، تنهایی و رنج و پوچی. روان پویه شناسی هر فرد شامل نیروها، انگیزش ها و ترس های ناخودآگاه و خود آگاهی است که درون فرد به کنش مشغول هستند. دیدگاه اگزیستانسیال بر تعارض های اساسی متفاوتی تآکید دارد و معتقد است تعارض ها نه در اثر سرکوب غرایز بلکه حاصل رویارویی فرد با مسلمات و نگرانی های غایی هستی هستند. کافی است در سکوت و تنهایی به تفکر بنشینیم و عمیقاً به هستی، موقعیت، مرزها و امکاناتمان بیندیشیم.

 

مرگ: اصلی ترین ، بزرگ ترین و واضح ترین دلواپسی غایی زندگی، مرگ است. می دانیم ناگزیر روزی فراخواهد رسید که نخواهیم بود. مرگ حقیقت هولناکی است که ما  با وحشتی تحت عنوان "اضطراب وجودی" به آن پاسخ می دهیم. به گفته اسپینوزا، همه چیز در تقلای بقا و زنده ماندن است. تعارض اگزیستانسیال دراین جا ، تنشی است که میان آگاهی از اجتناب ناپذیری مرگ و آرزوی ادامه زندگی به وجود می آید.

آزادی: آزادی دلواپسی غایی دیگری است که کم تر قابل درک است. معمولآ آزادی را مفهومی کاملاً مثبت و خالی از ابهام تصور می کنیم. برای روشن شدن این موضوع بد نیست به این سوال پاسخ دهیم که آیا انسان در سراسر تاریخ ثبت شده اش در حسرت آزادی و ستیز برای رسیدن به آن است؟ آزادی در مفهوم اگزیستانسیالش، فقدان ساختار خارجی است. در این حالت فرد برخلاف تجربیات روزمره، دیگر در جهانی ساختاریافته وارد نمی شود، وقتی آن را ترک می کند باید به طور کامل مسئول دنیا، الگوی زندگی، انتخاب ها و اعمال خویش باشد.آزادی از این دید، ترسناک است و مانند این است که زیرپایمان به جایی زمینی محکم و ساختاریافته گودالی عمیق باشد.

تنهایی: دلواپسی و نگرانی اساسی دیگر در وجود انسان تنهایی است. در این شکل از تنهایی نه انزوای بین فردی و نه انزوای درون فردی، بلکه با انزوای بنیادین(جدا افتادن از مخلوقات و دنیا) مواجهیم. هرچقدر به یک دیگر نزدیک شویم باز هم فاصله وجود دارد. شکافی قطعی و غیر قابل عبور، هر یک از ما تنها به هستی پا می گذاریم و باید تنها آن را ترک کنیم. در زندگی نیز هنگامی که رنج و بیماری و ...برایمان پیش می آید هیچ کس در به دوش کشیدن رنج آن ما را همراهی نمی کند و ما لاجرم مجبور هستیم به تنهایی آن را به دوش بکشیم. تعارض اگزیستانسیال تعارضی است میان آگاهی از تنهایی مطلق و آرزوهایمان برای براقراری ارتباط، محافظت شدن و بخشی از یک کل بودن.

 

پوچی: پوچی و بی معنایی یکی دیگر از نگرانی های مسلم هستی و دلواپسی غایی انسان است. اگر باید بمیریم، اگر خود باید دنیایمان را بنا کنیم.اگر هر یک در جهانی بی تفاوت نسبت به ما مطلقا تنها هستیم، پس زندگی چه معنایی دارد؟ آیا معنایی که خود برای خویشتن می آفرینیم می تواند  منجر به تاب آوری ما در برابر پوچی زندگی باشد؟ تعارض اگزیستانسیالیست ریشه در این سوال اساسی دارد که مخلوقی در جستجوی معنا در جهانی خالی از معنا افکنده شده است.

ویژگی کلی روان پویه شناسی اگزیستانسیال

رویکرد پویای اگزیستانسیال به ساختار اساسی پویه شناسی که طرح کلی آن از فروید بود، وفادار است. ولی در درون مایه و محتویاتش تغییر وجود دارد به طوریکه در دیدگاه فروید سائق و اضطراب موجب به کار افتادن سازوکارهای دفاعی می شد و در نگاه وجودگرایانه دلواپسی غایی و اضطراب منجر به سازو کارهای دفاعی می شود. تفاوت عمده میان این دو رویکرد این است که در نظام فروید همه چیز از سائق شروع می شود اما در دیدگاه اگزیستانسیال آگاهی و ترس آغازگر پویایی کنش و سازوکارهای درون انسان است. الگوی اگزیستانسیال و اساس روان درمانی وجودی فرض را بر این می گذارد که اضطراب برخواسته از رویارویی فرد با دلواپسی های غایی هستی است.

 

 

 


کپی رایت متعلق به سایت ساحل آرامش می باشد