• 09901867040
  • 09901867030
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نحوه صحیح برخورد با کودک بدرفتار

نحوه صحیح برخورد با کودک بدرفتار

شاید برای بسیاری از والدین، معلمان و مشورت جویانی که به مشاورین مراجعه می کنند، تجارب نسبتاً مشترکی از بدرفتاری های کودکان و نوجوانان وجود داشته باشد. کودکان و نوجوانان می­توانند با بد رفتاری های خود در  والدین و دیگران ، ایجاد هیجانات منفی کرده و یا حتی در برخی از موارد افراد بزرگسال را به خشونت وا دارند.  پیش از هرچیز بهتر است تعریف دقیق و علمی از بدرفتاری کودکان و نوجوانان داشته باشیم. بد رفتاری یا به اصطلاح کج کنشی به هر گونه عمل یا رفتار از جانب کودک و یا نوجوان  اطلاق می­شود که برای می­تواند، باعث آزار و آسیب در خود او و یا دیگران شود. در این مقاله در پی آن هستیم تا به والدین و معلمان و .. بیاموزیم که در پشت پرده رفتارهای سوء کودکان و نوجوانان چه اتفاقی می افتد. در نظام شخصیت آدلر، آنچه منجر به انگیزش یک انسان برای انجام یک رفتار می ­شود، اهدافی است که دنبال می­کند. در واقع این اهداف هستند که فرد را به سوی خود می­کشانند. بر همین اساس، بدرفتاری کودکان و نوجوانان نیز از این قائده مستثناء نیست. بنابراین، ضروری به نظر می­آید که در وهله نخست، نیازهای اساسی کودکان و نوجوانان را به خوبی بشناسیم  تا بتوانیم پیش از هر اقدام هیجانی در برابر رفتارهای آسیب­رسان و آزار دهنده آن­ها هدف و چرایی رفتار او را درک کرده و آن را متوقف سازیم.

اما چه طور می توانیم به انگیزه و اهداف بدرفتاری های کودکانمان پی ببریم؟

بر طبق نظریات آدلر، یکی از اساسی ­ترین نیازهای یک انسان میل به تعلق است، یعنی نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن و همینطور میل به توجه. هنگامی که کودک ما در برآورده شدن این نیاز اساسی احساس تردید کند، بی شک در پی ارضا آن بر می­آید. اگر والدین از طریق مثبت و طبیعی به فرزندان خود توجه ندهند، او سعی می کند از طرق غیر منطقی و غیر معمول آن را به دست آورد. پس به رفتارهایی دست می­زند که در ما ایجاد ناراحتی کند. به طور مثال کودک برای جلب توجه شروع به جیغ کشیدن می کند. و یا از روی مبل بالا و پایین می­پرد تا باعث آزار همسایگان شده و والدین خود را عصبانی کند. لازم است والدین بدانند که رفتارهایی که با هدف کسب توجه است در ما ایجاد ناراحتی کرده و کودک به محض دریافت توجه آن را متوقف می­کند. یکی دیگر از نیازهای اساسی یک انسان و به تبع آن کودکان و نوجوانان کسب قدرت است. همان طور که قدرت در دنیای بزرگسالان مفهوم گسترده ای است که میزان اثرگذاری ما را تعیین می کند، کودکان و به ویژه نوجوانان نیز در پی کسب قدرت هستند و اگر آن را به شکل طبیعی و متناسب با دوره های رشد خود دریافت نکنند، سعی در ارضا و برآوردن آن از روش های غیر معمول و منفی می کنند. نوجوان 13 ساله ای را در نظر بگیرین که در محیط خانواده نادیده گرفته شده و دامنه اثرگذاری و قدرتش محدود شده است. این نوجوان در محیط مدرسه و اجتماع به رفتارهایی در جهت ارضای میل قدرت طلبی خود مانند، قلدری، کتک کاری و ... دست می زند. این دسته از رفتارها که به هدف کسب قدرت است در والدین و سایرین ایجاد عصبانیت کرده و کودک و یا نوجوان برعکس هدف توجه که رفتار را متوقف می کرد، به طور پیوسته به رفتارهای سوء و آسیب رسان خود ادامه می­دهد. یکی دیگر از اهدافی که می تواند در پس بدرفتاری های کودک و یا نوجوان انتقم جویی است. گاهی والدین و معلمان و سایرین خواسته و یا ناخواسته زخمی عمیق در وجود کودک و یا نوجوانان به جا گذاشته و یا آن را باز می کنند. مثل نوجوانی که ماشین معلم و یا ناپدری خود را پنچر می کند. در این رفتارها کودک یا نوجوان نه در پی توجه و یا حتی قدرت بلکه به منظور ویران کردن فردی که دشمن می پندارد، به رفتارهایی مبادرت می کند که در عین ایجاد خشم و عصبانیت شدید در فردی که خسارت دیده، ممکن است به قیمت به خطر افتادن خود کودک و یا نوجوان تمام شود. گاهی بدرفتاری بچه ها شکل دیگری به خود می گیرد آن ها یادمی گیرند که با هر بار ناتوانی در به انجام رساندن یک وظیفه کوچک و اذعان به بی کفایتی، والدین و اطرافیان خود را به کار بگیرند. مانند کودکی تا 10 سالگی خمیر دندان مسواکش را والدینش روی مسواک می­گذارند و یا کودک 6 ساله ای که نمی­تواند بند کفش خود را ببندد. این دسته رفتارها اغلب، تبدیل به الگویی می شود که اگرچه برای والدین در ابتدا می­تواند خوشایند باشد و حتی حس قدرت را در آن­ها تقویت می کند اما در دراز مدت، باعث آزار و آسیب به خود کودک و دیگران است.

چه طور بر مبنای شناسایی اهداف، بدرفتاری های کودکان و نوجوانان را متوقف کنیم؟

فرض کنیم کودک شما برای کسب توجه، شروع به سروصدا می کند، آن هم درست در زمانی که شما بر روی پروژه کاری حساس خود تمرکز کرده اید. این رفتار در شما حالتی از ناراختی و دلگیری ایجاد کرده و کودک به محض این که فک می کند توجه شما را جلب کرده کج کنشی خود را متوقف می کند. این رفتار به آن معناست که کودک از شما نوازش و توجه می خواهد، هرچند می داند ممکن است پاسخ شما به او یک نوازش منفی مانند اخم، چشم غره و یا حتی تنبیه بدنی باشد. کودک برای داشتن توجه احتمال نوازش منفی را هم به جان می خرد زیرا توجه منفی را به بی اعتنایی ترجیح می دهد. راهکار مشاورین و پیشنهادشان به والدین این است که در این شرایط در مقابل توجه دادن به کودک که از طریق غیرمعقول و غیر طبیعی در پی کسب آن است، مقاومت کرده و تحت هیچ شرایطی به او توجه نشان ندهند. و برای کاهش تکرار این رفتارها در زمان هایی که کودک رفتار مثبت و طبیعی نشان می دهد، او را مورد تشویق قرار داده و رفتارهای منطقی و طبیعی او را به شکل مثبت مورد تقویت قرار دهند.حالتی که رفتار برای کسب قدرت است، به طور مثال نوجوانی که برای کسب قدرت در کلاس و یا خانواده قلدری می کند و باعث آزار دیگران می شود. پیشنهاد می شود در مواقع بدرفتاری به او توجه نداده و در زمان هایی که رفتار طبیعی دارد از طریق تفویض مسئولیت به او میل و نیاز به قدرت را در او برآورده سازیم. برای مثال با دادن مسئولیت خرید در منزل و یا نمایندگی در کلاس درس نیاز اساسی او به قدرت را تآمین کنیم. به این ترتیب علاوه بر این که اهداف کودک و یا نوجوان را از راه غیر طبیعی برآورده نکرده ایم، بلکه به او این پیام را می رسانیم که از جایگاهی بالاتر به او قدرت داده ایم و به نوعی جایگاه خودمان را در رابطه با تثبیت می کنیم. در حالتی که برای کسب انتقام شاهد بدرفتاری از جانب کودکان و نوجوانان هستیم، باید با احتیاط بیش تری عمل شود چرا که در هدف انتقام کودک  و یا  نوجوان به دنبال آسیب جدی به دیگران است نه منفعت خود. تمام تلاشش را برای برانگیخته کردن خشم فردی که دشمن می داند به کار می گیرد، حساسیت هایش را شناسایی کرده و بعد ضربه می زند. توصیه به والدین و معلمان و کسانی که هدف انتقام واقع شدند این است که تا حد امکان هیجانات خود را کنترل کرده و اکیداً از تنبیه پرهیز کرده و در مقابل او کودک و نوجوان همدلی کنند تا بتوانند زخم هایش را التیام داده و آسیب را برای خود و فرد انتقام جو به حداقل برسانند. در مواقعی که اذعان به بی کفایتی در کودک و یا نوجوان، موجب آزار خود او دیگران می شود، توصیه به والدین این است که اهداف بلند مدت برای کودک و یا نوجوان خود را به گام های کوچگ تبدیل کرده و با هر اقدام و موفقیت کودک عمیقا او را مورد نوازش مثبت و تشویق قرار دهند. تا حس توانمندی و عاملیت را در کودکان خود تقویت کنند. نکته قابل ذکر این است که بدرفتاری در قالب بی کفایتی در والدین مستبد و کمال گرا به وفور دیده می شوند. والدین باید بدانند کودکان برای توانمند بودن نیاز به حمایت و شویق دارند. انتظارات بیش از اندازه از آن ها می تواند علاوه بر چنین رفتارهایی در بزرگسالی عواقب وخیمی برای کودک و خانواده به همراه داشته باشد. ما با دانستن، شناسایی هدف هایی که در پس رفتارهای کودک است می توانیم، نیازهای او را شناسایی کرده و با پذیرش سهم خود به عنوان والدین، معلمان و ...در این کج کنشی ها از طرق مثبت، سعی در ارضای طبیعی نیازهای اساسی در وجود کودکانمان بنماییم و بدین ترتیب در رشد هر چه سلامت تر آن­ها وظیفه والدی، معلمی و مشاوری خود را به بهترین شکل به انجام رسانیم و گامی بزرگ در جهت ارتقاء سلامت کودکانمان برداریم.


کپی رایت متعلق به سایت ساحل آرامش می باشد